سه شنبه , ۲۰ آذر ۱۳۹۷
معماری
خانه / آموزشی / سطوح هاله ای

سطوح هاله ای

سطوح هاله ای

سطوح هاله ای

سطوح هاله ای
هاله انسانی هفت سطح عمده دارد به نحوی که؛
سطح اثیری و سطح فیزیکی به فاصله ۶ اینچ تا ۱ فوت
سطح احساسی و سطح ادراکی(فرضی) تا حدود ۲ فوت
سطح معنوی و سطح الگوی اولیه و ذهنی تقریبا ۳ فوت
پیرامون بدن فیزیکی گسترده شده اند.
این درحالی است که سطوح احساسی و ادراکی با سطوح اثیری و فیزیکی،سطوح معنوی و الگوی اولیه و ذهنی با تمامی سطوح در تقابل،تداخل و همکاری می باشند.

پس می توان هاله انسانی را از خارج به داخل،در هفت سطح گوناگون ارزیابی کرد؛
سطح هاله ای الگوی اولیه
سطح هاله ای معنوی
سطح هاله ای ذهنی
سطح هاله ای احساسی
سطح هاله ای ادراکی
سطح هاله ای اثیری
سطح هاله ای فیزیکی

اینک به شرح هریک از سطوح هاله ای می پردازیم تا کاملا از کاکرد و عملکرد آنها آگاه شویم:

سطح هاله ای الگوی اولیه؛
این سطح بیانگر سرنوشت ما می باشد.هنگامیکه به خارج از بدن فیزیکی تابش می کند می توانیم الگوی اصلی و ذهنی نهفته خویش را همچون معبد خدایان ببینیم و کاوش کنیم.
اما آنزمان که از بیرون به درون تابیده می شود،همانا الگویی اصلی از فرشتگان سرنوشت،تلقی می گردد و بسان خدایانی می ماند که به درون ما کشیده و جذب می گردند.
در زندگی،تعیین سرنوشت با تعلیم و تربیت روح معنا می گیرد و این چنین است که اراده آدمی با آن دست و پنجه نرم می کند و باید بدانیم الگوی اصلی یا طرح تعلیم و تربیت روح در وجدان و اراده ما نهفته است.
سطح هاله ای الگوی اولیه،آگاهی فرعی انسان می باشد.
سطح هاله ای معنوی؛
این سطح همچون طبیعتی ماورائی در اندرون واقعیت های فیزیکی،اجتماعی و ذهنی منعکس می شود تا سبب تعادل و همسانی در تمامی سطوح گردد.این انرژی متعادل شده به نحوی کامل و جامع در بین چاکراها یا مراکز انرژی جابجا می شود،حرکت می کند و همچون دم و بازدم در بدن فیزیکی سبب عمل تنفس در بدن اثیری می گردد و اینجاست که در می یابیم،بدن نامرئی(اثیری) نیز می تواند به سادگی بدن مرئی،تنفس کند.
هریک از دیگر سطوح هاله ای،کانال ها و یا روزنه هایی را جهت جریان انرژی در سطح هاله ای معنوی می گشایند و در همین لحظه است که هاله متعادل گشته و سطح هاله ای معنوی و تأثیرات آن بیش از پیش آشکار و مشهود می گردد.

سطح هاله ای ذهنی؛
سطح هاله ای ذهنی در درون ما با سرنوشت و کار ما و حیات درونی ارتباط پیدا می کند و این تداخل و تقابل در باورها،انگیزه ها و کردار ما تجلی می یابد.
باید بدانیم که احساسات و هیجانات،کلیدهایی هستند که تنها در قفل باورها و فعالیت های ذهنی می چرخند و ما را در تصمیم گیری ها،شکل دهی و سازماندهی ساختار درونی مان یاری می دهند و این ما هستیم که با اندیشه و تفکر خویش به واقعیت ها،شکل و واقعیتی ملموس می بخشیم.
ذهن،هدایتگر و سازنده است و آنچه را که در باطن داریم در شخصیتمان آشکار می سازد.
سطح هاله ای ذهنی قابل تفکیک شدن است و با اراده و جبر،ما را به اعضا سازنده مان تقسیم کرده و آنها را از یکدیگر متمایز می کند.
می توان در اینجا این جهان بینی کهن شرقی را با اصل فلسفی آرتور شوپنهاور،فیلسوف آلمانی که می گوید:«علل خلقت اعضا اراده به انجام وظایفشان است»،مقایسه کرد.
نکته مهم دیگری را که باید در اینجا ذکر کنیم این است که سلامتی ذهنی و یا بیماری های روانی در سطح هاله ای ذهنی بروز می کنند.

سطح هاله ای احساسی؛
این سطح،واکنشهای احساسی و عملکرد آنها را در بر دارد و برای دستیابی به آرامش تجربیات ما را در خود ثبت می کند.
علایقی همچون فداکاری،عشق،بخشش و تمامی هیجانات می توانند باورها،حس عدالتخواهی و دیدگاه کنجکاو ما را بارور سازند.
سطح هاله ای احساسی در بدن سببی ویا در دارما ظهور می کند و باعث تعادل در عشق و سبب ایجاد طبیعتی رقابت جویانه و میل به تنوع می گردد.
آنان که از این تمایلات فارغ هستند،این سطح هاله ای در آنها بیمار و یا بر آن زنگاری نشسته است.زیرا تعادل و سلامتی کامل در کنترل علائم سطوح هاله ای است و نه سرکوب آنها.
سطح هاله ای احساسی،ریشه درخت عشق آتشین،علاقه قلبی و دل عاشقی است که از درون شعله می کشد،سپس شفا می دهد و آرامشی جاودان را به ارمغان می آورد.

سطح هاله ای ادراکی(فرضی)؛
این سطح هاله ای موانع،مشکلات و بلاها را تغییر شکل می دهد و به آنها معنایی متفاوت می بخشد و در تصورات،ادراک،بینش باطنی و خلاقیت ما توسعه پیدا می کند و ریشه می دواند.
به نحوی که توجه (تمرکز و ادراک)،تصورات مثبت از خود،فراگیری از طریق بینائی،تصویرسازی ذهنی،شفا،موفقیت و علم بیان در این سطح پدید می آید و آشکار می گردد.
درصورت استفاده علمی و جامع از قابلیتهای این سطح،نیروئی حاصل می آید که باعث همبستگی،هماهنگی و نظم در دیگر سطوح می گردد.
بکارگیری تفکیکی و مجزای این سطح هاله ای می تواند ویرانگر باشد،همچون برخی از بیماری های روانی ناشی از بروز دوگانگی در ذهن و همچون بیماریهای توهم و وسواس در این سطح هاله ای ایجاد میگردد و بروز می کند.
برخی از داروها،مواد مخدر،تکرار کلماتی منفی به صورت ورد و ذکر و داروهای توهم زا،که فرد را از تفکری سالم به اندیشه ای وهم آلود سوق می دهد-همچون ساختارهای غیرمنطقی اشیاء در ذهن،جذبه های مخرب عرفانی و صوفی گرانه-در این سطح هاله ای اثر می کند و آن را از فرایند خلاقیت جدا ساخته و از توانایی های روحی در جهت بازسازی و یا حصول منزلت معنوی می کاهد و سبب آلودگی های نفسانی می گردد،که پس از آن نخستین مرکز چاکراها را مسدود می کند و به هوسرانی و شهوت در فرد دامن می زند و در آخر،اراده آدمی را فلج می کند و حتی روح را از رسیدن به رنج و لذت مقدر شده،باز می دارد.

سطح هاله ای اثیری؛
این سطح هاله ای،همچون اثر انگشت یا الگویی اصلی از حضور بدن فیزیکی است.
خطوط و چاکراها در ساختار این سطح هاله ای قرار گرفته اند.
بدن اثیری(غیرفیزیکی) که فعالی دوگانه است،همچون پرستشگاهی برای بدن فیزیکی می باشد و به صورت ماتریس انرژی(محیط بسته فعال) جلوه گر می شود.
نظریات و اندیشه های گوناگونی که در مورد بدن اثیری ابراز گشته است،همگی معنایی واحد را در بر دارند.
از دیدگاه دانش شی-گونگ،بدن اثیری در این سطح هاله ای،متشکل از خطوطی می باشد که شی را به بدن منتقل می کنند تا تعادل و نظم در عملکردهای این خطوط پدید آید.
سپس این خطوط با اعضای بدن فیزیکی تداخل پیدا کرده و سبب ایجاد سلامتی کامل در آنها می گردند و در صورت عدم تعادل و نظم،باعث بروز بیماری می شوند.
از دیدگاه دانش کهن هند،بدن اثیری در این سطح هاله ای،چاکراها(مراکز انرژی) را شامل می گردد که پرانا را به بدن منتقل می کنند تا تعادل را در عملکردهای این چاکراها پدید می آورد.
سپس این چاکراها با اعضا بدن فیزیکی تداخل و تقابل پیدا کرده و سبب ایجاد سلامتی کامل و در صورت عدم تعادل،باعث ظهور بیماری در آن می گردند.

سطح هاله ای فیزیکی؛
این سطح هاله ای از صدمات فیزیکی،حافظه سلولی،سلامتی جسمانی و از احساسات و خواسته های روان-تنی تأثیر می پذیرد.
بنحوی که این سطح هاله ای به بدن اثیری و بدن فیزیکی نفوذ پیدا می کند و در کیفیت و کمیت میدانهای انرژی موجود در آنها اثر می گذارد.
اما در حال تعادل در عمق جایگاه خود قرار می گیرد و در ذهن و روان به صورت اراده و نیروئی فزاینده،تجلی می یابد.
در ادامه این مبحث بهتر آنست که جهت اطلاع شما دوستان عزیز از عبارتهای رایج که به معنای انرژی حیاتی در دیدگاهها و جهان بینی های متفاوت شرقی و غربی بکار رفته اند،نظری بیافکنیم؛
انرژی حیاتی تا به امروز با اسامی ذیل عنوان گشته است:
هندوها به آن «پرانا» گفته اند.
چینی ها آنرا «شی» نامیده اند.
تبتی ها به آن «گالاما» لقب داده اند.
فیثاغورث آن را «آتش مرکزی» تداعی کرده است.
راهبین قدیم،به آن «نیروی اودیک» می گفته اند.
بقراط نام «گرمای درونی» را برای آن برگزیده است.
مسمر(روح شناس) آن را «مانی تیزم» نامیده است.
ویلهلم رایش به آن واژه «بیوانرژی» را نسبت داده است.
مردمان جزایر پولنزی آن را «مانا» می نامند.
پارسلسوس،حکیم یونانی به آن «مونیا» می گوید.
ابن سینا آن را «نیروی حیوانی» می خواند.
ایمن لفظ «نیروی مجهول» را بکار می برد.
برونر آن را «انرژی حیاتی کیهانی» می خواند.
در دین مسیحیت،واژه «نور» برای بیان آن بکار رفته است.
در دین اسلام نیز کلمه «روح» تداعی کننده آن می باشد.
در دین زرتشت نیز واژه «نور» بکار رفته است که مظهر آن «آتش» می باشد.

به کانال تلگرام ما بپیوندید;

برای ورود به کانال،روی لینک زیر کلیک کنید:

https://Telegram.me/Oloomegharibe

 

درباره ی حسینی

شاید بپسندید

نت ها و چاکراها -not-chakras

نت ها و چاکراها – در علم موسیقی درمانی

نت ها و چاکراها – در علم موسیقی درمانی نت ها و چاکراها – در …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × سه =

قالب وردپرس
سبد خرید خالی است!